مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
986
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
جلس اللّعين يزيد بن معاوية في مجلسه وأمر بالسّبايا ، فأدخلت عليه ، قال عليّ بن الحسين : أدخلنا على يزيد ونحن اثنا عشر رجلًا مغلولون ، وقال الباقر عليه السلام : أتى بنا يزيد بن معاوية بعد ما قتل الحسين بن عليّ ونحن اثنا عشر غلاماً ، وكان أكبرنا يومئذ عليّ بن الحسين ، فأدخلنا عليه وكان كلّ واحد منّا مغلولة يده إلى عنقه . وفي الأنوار النّعمانيّة : أدخلوهنّ وهنّ مربقات بحبل طويل ، وزحر بن قيس يجرّهنّ . « 1 » المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 159 « 1 »
--> ( 1 ) - ليلى ، مادر حضرت علىاكبر وى دخت ابىمرّة بن عروة بن مسعود ثقفى مىباشد كه مادرش ميمونه دختر ابىسفيان صخر بن حرببن أمية وجدهاش دختر ابىالعاص وعمهء پدرش برّه دختر مسعود ثقفى زوجهء صفوان بن أمية مىباشد . صفوان از مشركين قريش بود واز سردمداران غزوهء أحد بهشمار مىرفت . أو در اين غزوه ، همسر خود را همراه آورد 1 كه به اسارت مسلمانان درآمد وعبداللَّه أكبر از وى به دنيا آمد 2 . شيخ مفيد در « ارشاد » طبرسى در « إعلام الورى » ، ابن جرير در تاريخ طبري ، ابن أثير در « كامل » ، يعقوبي در تاريخ خود وسهيلى در « الروض الأنف » نام اين بانو را همان ليلى ذكر كردهاند . اما سبط ابنجوزى در « تذكرة الخواص » ، ابنجرير طبري در « منتخب » ( كه در ذيل ص 19 از جلد 12 تاريخش آمده است ) وخوارزمي در « مقتل » نام وى را آمنه آوردهاند . تنها ابنشهرآشوب در « مناقب » از وى به برّه دخت عروه ياد كرده است . ليلى از خاندان شرف وعظمت قرار داشت وجدش عروه يكى از آن دو بزرگ مكة بود كه قريش گفتند : « لولا نُزِّل هذا القرآنُ على رجُلٍ من القريتينِ عظيم » ؛ چرا اين قرآن بر مرد بزرگِ يكى از اين دو شهر نازل نمىشود ؟ كه مقصود از دو شهر ، مكة وطايف مىباشد ؛ وشخص بزرگ ديگر وليدبن مغيره مخزومى ملقب به وحيد بوده است كه به واسطهء شرافتش در ميان قومش وكثرت اموالش كه زمستان وتابستان از املاك مزروعيش بهره مىجست ، خانهء كعبه را به تنهايى مىپوشاند وبعد از وفات عبد المطلب از ناحيهء خانهاش در برابر كعبه برايش فرشى مىگستردند ( اين شيوه نشانهء بزرگى شخص بود ) كه تاريخ اين امر را در مورد ابنجرعان وسالار مكة أبو طالب كه جانشين پدرش عبدالملطلب بود ، ثبت نموده است . اين وليد همان كسى است كه خداى تعالى در قرآن مىفرمايد : « ذَرْني ومَن خلقت وحيداً * وجَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمدوداً * وَبَنينَ شُهوداً » ؛ ( اى رسول من ) واگذار مرا وآن كه اورا تنها آفريدم * وبرايش مال فراوان قرار دادم * وپسرانى حاضر . -